X
تبلیغات
بازرسي تاسيسات ساختمان در استان البرز

بازرسي تاسيسات ساختمان در استان البرز

بازرسی گاز تاسیسات مکانیک و آب و فاضلاب

با سلام

 آيا شما از چگونگي و منطق تعيين سهميه بازرسان آب و فاضلاب اطلاع داريد؟!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 9:18  توسط مهندس ناظر  | 

با سلام

چند روز پيش بود كه يكي از مالكان با بنده تماس گرفت و اعلام نمود كه اجراي عمليات تهيه و نصب تجهيزات تاسيسات مكانيكي ملك خود را مي خواهد شروع كند.بنده نيز با دادن توضيحات لازم و تاكيد بر عدم استفاده از لوله هاي پلي پروپيلن در مسير پكيج به رادياتورها وظيفه خويش را انجام داده و قرار ملاقات بعدي گذاشته شد.۲ روز بعد مالك با اينجانب مجددا تماس گرفت و اعلام كرد كه هزينه خريد و نصب لوله هاي ۵ لايه براي مسير پكيج به رادياتورها زياد مي باشد و الا و بلا مثل گذشته بايد از لوله هاي سفيد (پلي پروپيلن ها) استفاده كنيم.بنده نيز بخشنامه دفتر مقررات ساختمان را ياد آور شدم و مالك موقتا از اين امر منصرف شد. ۱ ساعت بعد مهندس هماهنگ كننده با بنده تماس گرفت كه چرا با مالك همكاري نمي كني و اينجانب نيز نسبت به اداي توضيحات فني لازم به ايشان اقدام كردم كه ظاهرا چيزي متوجه نشدند. فقط گوشي را بروي اينجانب قطع كرده و مجددا بعد از يك ساعت تماس گرفتند كه  بايد با مالك همكاري بشود و خيلي از الزامات وجود دارد كه رعايت نمي شود و از اين خزعبلات ! و در نهايت با سردي و برخورد بد بنده مواجه شدند.

حال جدا  بايد چكار كرد.مشت نمونه اي از خروار است.بخصوص  اخيرا در بحث لوله هاي پلي پروپيلن، مالكان مقاومت مي كنند . بسختي همكاري مي كنند و همكارانمان نيز حكايت غضنفر و مارادونا را بوجود مي آورند.

براستي اگر نحوه ارجاع كار بگونه اي باشد كه دست اين مهندس نماها و به اصطلاح مفت خوران، از سهميه همكاران گراميم كوتاه شود ، قدرت مانور و بازرسي و اعمال ضوابط ما ناظران و بازرسان بيشتر نخواهد شد؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 9:16  توسط مهندس ناظر  | 


 " بنام خدا "

"موتورخانه مركزي يا پكيج حرارتي در مجتمع هاي مسكوني بلندمرتبه"

امروزه پيشرفت فن آوري ها، زندگي در ساختمان هاي انفرادي يا خانه هاي مستقل را غيرممكن ساخته است . جهت استفاده از مزاياي فن آوري هاي جديد، با توجه به تنوع و تخصصي شدن آنها، همه بايد به صورت جمعي در كنار هم در « با هم زيستن » زندگي كنند و با كمك همديگر در جهت رفع نيازها و تأمين آسايش دوسويه بكوشند. بدين لحاظ را اجبار « زيستن در حضور ديگري » ، جوامع شهري از ضروريات زيستن مدرن انسان هاست. بديهي است كه اين زيستن مي كند و نيازمند قوانيني است كه مرز ميان انسان ها را معين نموده و امكان سوءاستفاد هها را حذف و بهره ي هدف دار را در جامعه مشخص مي نمايد. يكي از مهمترين مولفه ها در سلامت يك جامعه ، خانواده و رابطه ي آن با محيط زن دگي مي باشد، كه در صورتي كه ارتباط بين خانواده ها در محيط زندگي بدرستي تعريف نشده و قوانين حاكم بر آن شفاف نباشد و حمايت همگان را برآورده نسازد، كدورت ها و ناخرسندي ها تا مرزي پيش خواهد رفت كه انسان نجات خود را وراي آن محيط جستجو مي نمايد. با عنايت به پيشرف تهايي كه در فن آوري هاي جديد ساخت و ساز به وجود آمده است، مي ل و رغبت خانواده به زندگي در برج هاي مسكوني با امكانات ويژه و ايمني زياد از يك سو و كاهش هزينه ها از سوي ديگر افزايش يافته است . انتخاب يك برج براي زندگي به عوامل متعددي بستگي دارد. بحث ايمني، بهداشت، رفاه ، آسايش ، صرفه ي اقتصادي و ساير مقول ههاي مشابه گزينه هاي اصلي در انتخاب خانواده ها براي زندگي در برج هاست. در اين ميان بعد از ساخت بنا، تأسيسات مهمترين عامل در طول مدت بهره برداري است و نحوه تعامل خانواده هايي كه در يك برج يا يك مجموعه مسكوني زندگي م يكنند، از موارد مهمي است كه در اين مقوله به يكي از دغدغه هاي اجراي تأسيسات در مجتم ع هاي مسكوني بلندمرتبه تبديل مي شود. بديهي است كه اين تحقيق، يك مطالعه ي خلاصه و مقدماتي، در سطح مقايسه بين روش هاي گوناگون اجراي تأسيسات انجام شده است كه در عين حال ظرفيت بسط به مناطق جغرافيايي كشور يا سطوح مختلف اقليمي، اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي را دارد و چالش ها و مزايا و معايب هر يك از روش هاي مختلف را تحقيق مي كند. هدف از اين تحقيق، بررسي روش هاي مختلف طراحي و اجراي تاسيسات گرمايش مجتمع هاي مسكوني به ويژه بلندمرتب هها و مقايسه آنها از جنبه هاي مختلف مي باشد. در خصوص تأمين سرمايش و گرمايش محيط دو روش اصلي وجود دارد: الف – تأمين سرمايش و گرمايش بصورت متمركز و تحت مديريت واحد ب - تأمين سرمايش و گرمايش بصورت غيرمتمركز و در هر واحد 2 موتورخانه » در اين مقاله فقط مقايسه سيستم هاي گرمايشي مجتمع هاي مسكوني بلند مرتبه به صورت متمرك ز مورد بررسي قرار گرفته است . « پكيج حرارتي » و غيرمتمركز « مركزي ابتدا ذكر دو نكته جهت توجيه بعضي از موارد مطروحه در ذيل، لازم به نظر مي رسد زيرا اگر مجتمع هايي داراي سيستم پكيج حرارتي باشند باز هم به دو موتورخانه نياز دارند. الف) طبق الزامات مبحث سوم مقررات ملي ساختمان، چنين مجتمع هايي نيازمند سيستم موتورخانه آبرساني متصل به سيستم اطفاء حريق با برق اضطراري جهت مصارف آتش نشاني مي باشند. 6 قسمت ب) مقررات ملي ساختمان جهت تامين آب مصرف ي، ساختمان ب اي د -4 - ب) طبق الزامات مبحث 16 (بند 16 داراي مخزن ذخيره آب باشند كه طبيعتا يك موتورخانه با بوستر پمپ هاي آبرساني نيز مورد نياز است. تأمين شرايط لازم طبق الزامات مباحث مقررات ملي ساختمان از نظر طراحي، اجرا و بهره برداري 1) در صورت استفاده از سيستم پكيج حرارتي 1) تامين هواي احتراق -1 0 متر مكعب بر ساعت جهت / 2 متر مكعب بر ساعت مصرف گاز دستگاه پكيج و 7 / • در صورت مفروض بودن 5 -5-7- 2 متر ارتفاع واحد مسكوني، طبق بند 17 / 0 متر مكعب بر ساعت جهت روشنايي ، حداقل 7 / اجاق گاز و 1 7 با كسر فضاهاي مربوط به سرويس بهداشتي، حمام، كمدها، كابينت ها و اتاق خواب ها، براي هر واحد حداقل 66 مترمربع زير بنا ( با الزام يك مترمكعب جهت هر 177 كيلوكالري بر ساعت دستگاه هاي گازسوز ) ضروري است. • براي ساختمان هاي بيش از 10 واحد، نصب وسايل گاز سوز ظرفيت بالا ممنوع است، مگر آنكه هواي مورد نياز . براي احتراق را از محيط بيرون تامين كند 1 2) اجراي دودكش -1 در صورتي كه شرط 1 محقق شود، مبحث انتقال محصولات احتراق مطرح مي گردد: • از آنجا كه امكان نصب دودكش در نما و يا استفاده از دودكش دوجداره در نما به دليل نقض الزام فاصله دودكش از بازشوها و وجود بازشو در بالاي دودكش و... قابل اجرا نيست و در صورت نصب دودكش در داخل ساختمان نيز 1 - بنابراين دستگاه بايد يا در بالكن نصب شود و يا در جعب هاي واقع شود كه جعبه مورد نظر داراي كانال تامين هواي احتراق متصل به هواي آزاد باشد. 3 ضوابط مربوطه رعايت نمي گردد و تنها مي توان "معبر دود" به آنها اطلاق نمود و حتي بعضا مشاهده مي شود كه با لوله سيماني حداكثر با ضخامت 20 ميليمتر و بدون لب فنجاني استفاده م ينمايند و در نهايت جهت محافظت روي آن اندود گچ به ضخامت 3 تا 20 ميليمتر مي كشند كه پس از مدت كوتاهي ترك و از همان محل منواكسيدكربن به داخل واحد نفوذ مي نمايد . • جاي تعجب است در اغلب طراحي ساختمان ها محل عبور لوله ها، دودكش ها، رايزرها و يا داكت هاي در ابعاد مناسب و در محل مناسب در نظر گرفته نم يشود و معماران در طراحي با مهندسان ت اسيسات در اين باره مشورت نمي كنند. 2در واحدهايي كه پكيج، بخاري يا شومينه نصب م يشود، ساكنان آن واحد عموما بايد به نكات ايمني مبحث هفدهم مقررات ملي ساختمان آشنايي كامل داشته و رعايت نمايند. -4- • با فرض براينكه دودكش مورد نظر طبق استاندارد با الزامات مباحث مقررات ملي ساختمان و بند 2 128 معاونت برنامه ريزي و نظارت راهبردي رئيس جمهور اجرا گردد، صرف نظر از اينكه - 10 نشريه شماره 3 چه حجمي از فضاي واحدها مخصوصا در طبقات بالا اشغال مي گردد: به فرض اينكه هر بلوك داراي هشت طبقه باشد، داكت دودكش اجرا شده در طبقه هشتم با احتساب حداقل 10 سانت ديوار بتني دودكش و در نظر گرفتن 19 سانتي متر قطر خارجي معبر دود و 24 ميليمتر لبه فنجاني و فاصله 5 سانتي متر از ديواره دودكش تنها جهت هشت واحد در يك راستا 1.15 مترمربع فضا اشغال مي كند. اين در صورتي است كه فضاي مورد نظر به صورت دال بتني اجرا گردد و درصورت وجود تيرچه به طبع آن فضاي اشغال شده توسط معبر دود نيز افزايش پيدا م يكند. البته بحث محل قرارگيري دودكش ها نسبت به عناصر سازه اي مانند تيرها نيز بحث مهم و جداگانه اي است كه مشكلاتي را به وجود مي آورد و مستلزم تدبير مشترك مهندسان طراح معمار، عمران و مكانيك پروژه است. 99 درصد از ساختمانها اجرا نشده و نمي شود و همين مطلب باعث / • اجراي دودكش ها طبق مبحث 14 در 5 افزايش خطر در حال و آينده نزديك كه در اثر زلزله هاي متوسط اين دودكش هاي پكيج كه تعدادشان بسيار زياد است دچار شكست و ترك شده و تلفات جاني بسياري خواهد داشت. 3) نصب پكيج حرارتي -1 • در صورتي كه تمامي معضلات برطرف شود، حال بايد دستگاه پكيج با رعايت دقيق مشخصات فني و اطمينان از كامل بودن دودكش دستگاه مربوطه ، توسط شخص داراي صلاحيت فني نصب شود. به گونه اي كه يا در فضاي خارج ساختمان باشد يا به نحوي از فضاي ساختمان منفك شود. -2 اين مشكل از طرف مراجع صدور پروانه ساختمان ها نيز حل نمي شود. مالكان چنانچه بخواهند كه پس از اتمام ساختمان يا در مرحله بهره برداري، نسبت به لوله كشي گاز و نصب وسايل گاز سوز واحدها اقدام نمايند، در نصب دودك شها نهايتا براي دريافت تاييديه از مهندس ناظر با مشكل مواجه مي شوند. 4 4) الزامات ساختمان هاي عمومي -1 1 مقررات ملي ساختمان جزو گروه ساختمان -2-2- • چنانچه تعداد واحدها بيش از 10 واحد باشد، طبق بند 17 هاي عمومي محسوب مي شود. لذا ممنوعيت نصب وسايل گرمايشي گاز سوز در فضاي داخلي اماكن عمومي 2 مبحث 17 وجود دارد، مگر آنكه هواي مورد نياز احتراق آنها از فضاي خارج از ساختمان -3- طبق بند 17 تامين شود. ، • از آنجايي كه پكيج خود نوعي موتورخانه كوچك محسوب مي شود، لازم است دستگاه نشت ياب گاز نصب شود 3 كه به ندرت اين امر رعايت مي گردد. 5) مسئوليت بهره بردار -1 حتي اگر تمام موارد اشاره شده محقق شود اين پرسش مطرح مي شود كه آيا واقعا مي توان سازندگان را ملزم به نصب دستگاه پكيج براي بهره برداران نمود؟ اگر جواب منفي است، چگونه م يتوان مالكان را مكلف به خريد پكيج حرارتي استاندارد و انتخاب نصاب واجد شرايط كرد تا از الزامات قانوني نصب و راه اندازي و كامل بودن دودك شها اطمينان داشت؟ در غير اينصورت اقدامات متفرقه و پراكنده و انفرادي، مشكلات عديده اي را به بار خواهد آورد كه تبعات آن را نمي توان مديريت كرد. از اين مرحله گذشته خدمات نگهداري به چه صورت خواهد بود؟ 6) دستگاه رزرو تامين گرمايش در زمان قطع برق و يا قطع گاز -1 در فرض اينكه تمامي موارد ذكر شده محقق گردد، دستگاه مذكور پس از مدتي خراب مي شود. تا تعمير دستگاه گرمايش واحد چگونه تامين خواهد شد؟ براي حل اين مشكل بايد واحد مجهز به يك دستگاه رزرو باشد كه اين امر مسئله را پيچيده تر مي كند. در فرض اينكه يك دستگاه رزرو نيز موجود باشد يا دستگاه اوليه اصلا خراب نشود، با قطع برق چه بايد كرد؟ تنها راه حل KVA اين است كه به فكر انتقال خط اضطراري مشاعات به واحدها بود. دراين صورت بايد علاوه بر بالا بردن ظرفيت دستگاه مولد اضطراري برق، به فكر تمهيدي جهت استفاده نامناسب برق اضطراري در برخي از واحدها بود يا اينكه واحد داراي يك دستگاه كوچك مولد برق اضطراري باشد. در فرض اينكه موارد مطروحه تاكنون محقق شده باشد با قطع گاز چه بايد كرد؟ 4 3‐ لازم به ذكر است جزء الزامات مبحث سوم مقررات ملي ساختمان، سيستم اعلام حريق در ساختمان هاي مذكور اجباري است، ليكن سنسور هاي اعلام حريق از نوع دودي يا حرارتي است و سنسور نشت ياب گاز در صورت اجراي پكيج بايد اضافه گردد. -4 بارها شاهد بوديم در فصل سرما دو عامل يكي برودت هوا و دوم مصرف بالا باعث افت شديد گاز در شبكه گازرساني كشور مي شود. 5 2) در صورت استفاده از سيستم موتورخانه مركزي 1) تامين هواي احتراق -2 موتورخانه را مي توان در زيرزمين يا پيلوت بلوك يا در محوطه اجرا كرد و چندين بلوك نيز از يك موتورخانه مركزي تغذيه گردد 5. هواي احتراق را نيز مي توان بطور طبيعي يا به صورت اجباري توسط سيستم تهويه سري شده با دستگاه مشعل از هواي آزاد تامين نمود. 2) نصب موتورخانه -2 6) حداقل حجم موتورخانه 16 برابر حجم ديگ آب -4-3- طبق الزامات مبحث 14 مقررات ملي ساختمان (بند 14 گرم است. بنابراين براي 100 واحد مسكوني بطور متوسط 100 متر مربع زير بنا، در صورت استفاده از دو ديگ آب گرم حجم موتورخانه حدود 90 متر مكعب كه با احتساب حداقل ارتفاع 3 متر 30 مترمربع فضا اشغال مي كند. البته مجموعه پمپ هاي سيستم هاي آبرساني و آتش نشاني را مي توان در داخل مجموعه فوق قرار داد كه بالطبع امكان دارد كه فضاي مورد نظر فقط چند درصد اضافه شود. 3) الزامات ساختمان هاي عمومي -2 با توجه به خارج بودن موتورخانه از فضاي مسكوني، الزام ساختمان عمومي رعايت شده و تنها نصب يك دستگاه نش تياب گاز كافي است. حتي مي توان عملكرد دستگاه را به گونه اي تنظيم كرد كه با اعلام نشت گاز توسط يك شير برقي گاز موتورخانه را قطع كند. با اجراي خط لوله گاز با فشار دو پوند بر اينچ مربع جهت مصرف مشعل ها و اجراي سيستم استابلايزر، حد فاصل شير مصرف مشعل تا دستگاه مشعل از نوسانات تحمي لشده گاز به مشعل ها جلوگيري مي گردد. حتي در صورتي كه يكي از مشعل ها دوگانه سوز انتخاب شود، با قطع كامل گاز، خللي در گرمايش مجتمع به وجود نمي آيد و مشعل دوگانه سوز مي تواند از سوخت دوم خود كه گازوئيل است، استفاده كند. 4) مسئوليت بهره بردار -2 طبيعي است با توجه به استقلال سيستم، بهره بردار مي تواند نگهداري مجموعه را به اشخاص حقيقي يا حقوقي واجد شرايط واگذار نمايد. باتوجه به الزام وجود موتورخانه هاي سيستم سرمايش، آت شنشاني و آبرساني همچنين سيستم برق اضطراري جهت مشاعات اعم از آتش نشاني، آسانسورها... و الزام گروه نگهداري جهت سيستم هاي اشاره شده، نگهداري سيستم گرمايشي مجتمع هزينه قابل توجه اي را به سيستم نگهداري تحميل نمي كند. -5 البته با تمهيدات لازم! 6 5) دستگاه رزرو تامين گرمايش در زمان قطع برق يا قطع گاز -2 همانطور كه اشاره شد، براي مثال مورد بحث مجتمع 100 واحدي يك دستگاه رزرو مد نظر قرار گرفته است . بنابراين در صورت نياز به تعمير يكي از ديگ ها، مجتمع با مشكلي مواجه نمي شود . از طرفي با قطع برق به دليل بهره برداري مشاعات از برق اضطراري، سيستم همچنان به كار خود ادامه مي دهد. 3) سيستم هاي مورد بحث از نظر كاركرد به نفع مالكان ساختمان: چنانچه با لحاظ امتيازات و برتري موتورخانه مركزي نسبت به پكيج تصميم بر اين باشد كه سيستم پكيج اجرا شود : پرسش هاي زير مطرح مي گردد 6 1) آيا هزينه پرداختي براي مصرف گازتوسط ساكنان مناسب خواهد بود؟ -3 بخش اعظم محاسبات بار گرمايشي مربوط به جداره هاي خارجي ساختمان است؛ زيرا با كاربرد پنجره هاي درزبندي شده، مسئله بار گرمايشي نفوذ هوا بسيار ناچيز است. بنابراين چنين به نظر م يرسد كه در حق واحدهاي بالاتر كه سقف شان پشت بام است و پايي نترين طبقات كه كف شان فضاي تهويه نشده پاركينگ است اجهاف شده است. شايد در عمل مصرف واحدهاي مياني نسبت به واحدهاي ذكر شده در فصل زمستان تا 40 درصد نيز نباشد. 2) آيا در صورت استقلال هر واحد با سيستم پكيج ، مسئله شارژ يا هزينه هاي مشترك آپارتمان ها حل مي شود؟ -3 در مجتمع هاي بلند مرتبه ، امكان استفاده از كنتور هاي آب مجزا براي هر واحد با حل مشكل تنظيم سرعت آب ورودي كه در اثر اختلاف فشار به وجود مي آيد را با تدابيرخاص و يا با فن آوري هاي روز مي توان امكان پذير نمود، باز هم مسئله نگهداري تاسيسات مشاع مانند آسانسورها، فضاي سبز، آتش نشاني، نظافت، مديريت و... باقي مي ماند كه در هر صورت ساكنان چنين مجتمع هايي الزام به پرداخت هزينه هايي تحت عنوان شارژ يا هزينه هاي مشترك دارند. براي رعايت عدالت نسبي در پرداخت هزينه هاي مشترك، مي توان با كنترل فشار آب در طبقات و نصب كنتورهاي فرعي در لوله هاي ورودي آب شوفاژ، آب گرم و آب سرد مصرفي، مقدار مصرفي گاز و آب هر واحد را دقيقا به نسبت كل مصرف گاز و آب ساختمان محاسبه و هزينه مربوط به هر واحد را مشخص و از ساكنان دريافت نمود. 3-3 ) چه مكانيزمي براي واحدي كه هزينه آب ، برق و گاز خود را پرداخت كرده ولي مبلغ هزينه هاي مشترك ( شارژ ) را نمي دهد، وجود دارد؟ -6 لازم به ذكر است كه در روشهاي غير متمركز حذف كامل موتورخانه يا خدمات اشتراكي ميسر نبوده و بطور قطع سيستم هاي پمپاژ آب مصرفي بهداشتي و غير بهداشتي و آتش نشاني و مانند اينها ، داشتن موتورخانه متمركز بصورت محدودتر را ضروري مي سازد. 7 اگر فرض كنيم كه سيستم داراي موتورخانه مركزي بوده و لوله هاي اصلي آپارتمان ها (آب رفت و برگشت شوفاژ ، آب سرد و آب گرم رفت و برگشت مصرفي) از رايزرهاي اصلي محصور در داكت با قرارگيري شيرفلكه مستقل جهت هر واحد منشعب شده باشد، در صورتي كه واحدي نسبت به پرداخت شارژ خود اهمال نمايد، كافي است كه شير فلكه هاي مذكور كه در باكسي داراي قفل پيش بيني شده است، توسط مدير ساختمان با راي هيات مديره بسته شود . قاعدتا اين عمل مي تواند به عنوان يك اهرم فشار قوي تلقي گردد و علاوه بر آن با انجام اصلاحاتي در قانون آپارتمان ه ا، مي توان راه كارهاي مناسب با ضمانت اجرايي جهت پرداخت حق شارژ به موقع ايجاد نمود. 4) از ديدگاه كل مجتمع با ايجاد سيستم موتورخانه مركزي هزينه هاي مربوط به گاز بالا مي رود يا پايين مي آيد؟ -3 الف) اولين مطلب اينكه در صورت نصب سيستم هوشمند در موتورخانه مركزي هزينه سيستم هوشمند چه موتورخانه گرمايش جهت 100 واحد باشد يا دو واحد رقم محدودي است. با اين هزينه از آنجايي كه سيستم هوشمند است و طبق دماي بيرون خود را كاليبره مي كند، لذا ساكنين مجبور به تابعيت از مبحث نوزدهم مقررات ملي ساختمان و حفظ دماي داخلي مناسب ساختمان در محدوده مورد لزوم مي باشند و در نتيجه رعايت الگوي مصرف شاهد پايين آمدن هزينه گاز خود هستند. ب) مطلب باقي مانده اينكه بعنوان مثال در صورتي كه از 100 واحد مورد اسكان 80 واحد مورد استفاده قرار گيرد، بدليل آنكه قب ضها بر اساس 100 محاسبه گرديده مصرف پايين تر از الگوي مصرف محاسبه م يشود و باز در كل به نفع مجتمع گرديده و از طرف ديگر شايد اين مسئله تنها به ضرر مالكيني باشد كه براي خريد مسكن هدفي غير از اسكان دارند. 4)اختلاف هزينه اجرا بعنوان مثال اگر موتور خانه همان مجتمع 100 واحدي مدنظر باشد، با در نظرگيري دو ديگ قيد شده و مشعل ها و پمپ هاي مناسب با نياز براي گردش آب شوفاژ و همچنين در نظرگرفتن مبدل جهت تامين آب گرم مصرفي و ساير وسايل موتورخانه با بهترين مصالح داخلي و با اجراي رايزرها به جرات م يتوان اعلام نمود كه كل هزينه اجرا به يك ميليارد ريال هم نمي رسد، در صورتي كه خريد پكيج ها با متعلقات مربوطه مانند دودكش، سختي گير، شيلنگ هاي رابط بالاي يك ميليارد و چهارصد ميليون ريال خواهد رسيد. 7 براحتي مي توان گفت هزينه سرمايه گذاري اوليه اجراي سيستم پكيج حرارتي نسبت به سيستم موتورخانه مركزي حدود 20 درصد بالاتر خواهد بود. از طرف ديگر در سيستم موتورخانه مركزي عدم جاگيري دودكش ها و پكيج در داخل واحد ها خود به نوعي حجم واحد را كاهش مي دهد و تنها قسمت رايزرها در داخل قسمت مشاع اضافه م يگردد. حجم فضاي اشغال شده رايزرهاي مشاعات به مراتب كمتر از استفاده از سيستم پكيج حرارتي مي باشد و ضمنا با هماهنگي معمار ( طراح ساختمان ) -7 البته ذكر اين نكته لازم است كه در موتورخانه مركزي تمام دستگاهها داراي يك عدد دستگاه رزرو هم م يباشد. 8 مي توان تمام لوله ها و دودكش ها را از بيرون (نماي ساختمان و نورگيرها) به طرف طبقات بالا و پشت بام هدايت داده و با نظر مهندس معمار با دتيل و مصالح مناسبي روي لوله ها را پوشش داد. 8 5) ايمني و بهداشت در واحدها مسكن جاي امن و آرامش انسان هاست. تامين ايمني، رفاه، سلامتي جسم و روح و روان ساكنان به هر قيمتي از اوجب واجبات است و نسبت به هر عبادتي در ارجحيت مي باشد . بردن پكيج حرارتي به داخل واحدها آن هم در مجتمع هاي بلند مرتبه، مستلرم اجراي لول هكشي گاز، نصب شير قطع و وصل كنتورهاي مستقل در پيلوت، پاركينگ، نماي ساختمان، راه پله ها، راهرو طبقات و همچنين در داخل واحدها است كه علاوه بر لوله كشي محتاج نصب وسايل گازسوز، كنترل ها و دودكش ها نيز خواهد بود. در واقع در اين حالت اغلب فضاي عمومي و اختصاصي ساختمان به تاسيسات گاز تبديل مي شود و اغراق نخواهد بود كه گفته شود ساختمان به يك پالايشگاه شباهت پيدا مي كند(!). اغلب كارهاي تعميرات و تغييرات، كه يك نوع كارهاي فني و تخصصي مي باشد، توسط افراد فاقد صلاحيت و متفرقه و حتي توسط خود ساكنين انجام مي پذيرد كه اين امر موجب گرديده در هر سال شاهد بالارفتن آمارتلفات جاني و خسارت مالي در سطح كشور باشيم. از آنجايي كه راهروها و راه پله ها به ويژه در ساختمان هاي بلندمرتبه، به منظور تخليه ساكنين در مواقع اضطراري و حساس پيش بيني گرديده است، نصب هرگونه وسايل مخاطره آميز و آتش زا و اشغال فضا ، مي تواند در مواقع اضطراري مانع خروج افراد باشد و علاوه بر اين ها سازمان آتش نشاني شهرهاي ما فاقد تجهيزات كامل براي دسترسي سريع به طبقات بالا، جهت نجات ساكنين و كنترل حريق و... مي باشد، لذا با در نظر گرفتن مطالب بالا و جميع جهات، سيستم حرارتي از قبيل پكيج حرارتي، شومينه و بخاري كه موجب گسترش لوله كشي گاز در ساختمان و نصب دودكش ها درتمام واحدها گرديده و ضريب ايمني ساختمان را به شدت پايين مي آورد. لازم به ذكر است كه گازهاي حاصل از احتراق سوخت وسايل هاي گاز سوز فوق كه از طريق دودكش ها كه حاوي منوكسيد كربن مي باشد، در سطوح جانبي و در كنار پنجره هاي واحد هاي مسكوني تخليه و در اطراف محوطه پخش شده و موجب آلودگي زيست محيطي مي شود. لذا اجراي سيستم گرمايشي از قبيل پكيج ، بخاري و شومينه جزء در ويلاها و حداكثر آپارتمان هاي تا چهار طبقه (با در نظر گرفتن تدابير لازم ) توصيه نمي گردد. براي حداقل رساندن لوله كشي در ساختمانهاي بلند مرتبه علاوه بر حذف پكيج و شومينه مي توان روشنايي گاز واحدها را نيز حذف، در نتيجه لوله كشي گاز را فقط براي اجاق گاز مختص نمود . در نتيجه تمامي لوله كشي گاز از ساختمان جمع آوري و فقط يك رايزر براي تامين اجاق گاز آشپزخانه محدود مي گردد كه در نتيجه ايمني كل ساختمان بالا خواهد رفت. -8 ازآنجايي كه اغلب دستگاهها، تاسيسات مكانيكي، الكتريكي ، الكترونيكي و كنتر لها ي موتورخانه مركزي در داخل كشور توليد مي گردد، لذا وابستگي چنداني به ارز و واردات از خارج نداشته و همه آنان در داخل كشور به راحتي قابل تامين بوده و تحريم هيچ گونه تاثيري نخواهد داشت. 9 يك مجتمع مسكوني با تعداد 100 واحد مسكوني فرض كنيم. چنانچه اين مجتمع موتورخانه مركزي داشته باشد، يك مجري و يك ناظر و در مرحله نگهداري يك پيمانكار نگهداري كننده خواهد داشت . كار كاملا روشن و مس ئول مشخص مي باشد. اما چنانچه براي مجتمع سيستم پكيج حرارتي در نظر بگيريم و مخصوصا در شرايطي كه سازنده ساختمان، نصب وسايل گاز سوز به ويژه نصب پكيج يونيت را بعهده نداشته باشد، در اين شرايط ممكن است به 100 نصاب پكيج و دودكش و لوله كش جهت انجام تعميرات و تغييرات نياز داشته باشيم كه اغلب در اين موارد ناظري هم در كار نمي باشد. علاوه بر اينها بعضا مشاهده مي گردد ساكنان بخود اجازه مي دهند شخصاً در اين نوع امور فني و حساس دخالت داشته باشند، كه هر سال در اثر بي احتياطي ها و عدم رعايت مقررات ملي ساختمان تعداد زيادي از مردم جان خود را از دست داده و يا خسارات سنگيني را متحمل مي شوند. 6) معايب و محاسن دو سيستم در پايان بطور خلاصه معايب و محاسن دو سيستم جداگانه " پكيج حرارتي " و " موتورخانه مركزي" ارائه مي گردد: 10 « پكيج حرارتي » محاسن معايب -1 استقلال هر واحد آپارتماني در هزينه ها و استفاده از سيستم گرمايشي و آب گرم و كاهش تنش هاي مالكان يك مجتمع مسكوني -2 حذف رايزر ها و لوله هاي انتقال آب از طبقات -3 محدود كردن فضاي موتورخانه مركزي و افزود ن به مساحت فضاهاي پاركينگ و محوطه مجتمع ها -4 اتمام سريع عمليات اجرايي ساختمان -5 تأمين آب گرم به محض باز كردن شير آب گرم مصرفي -6 با توجه به نزديكي محل توليد گرما به محل مصرف سريعتر واكنش نشان مي دهند. لذا اين نوع سيستم ها براي ويلا ها كه بصورت مقطعي مورد استفاده قرار مي گيرند، بيشتر توصيه مي گردد. -1 عمر كوتاهتر نسبت به موتورخانه مركزي -2 هزينه تعمير و نگهداري بيشتر در طولاني مدت -3 با وجود تمام كنترل هاي ايمني ( به دليل نزديك بودن آن به آشپزخانه و محل سكونت ) از ايمني كمتري نسبت به موتورخانه برخوردار است. -4 بر اساس مصوبه شوراي عالي معماري و شهرسازي مورخ 3 مقررات ملي ساختمان نصب هرگونه -1- 87/9/25 و بند 17 دودكش و ... در نماي ساختمان ها و سيماي شهري غير قانوني مي باشد. -5 بعضا عبور لوله ها و دودكش ها موجب سوراخ و قطع ديوارها شده كه به سازه ساختمان آسيب مي رساند . -6 كاهش اكسيژن محيط ناشي از كاركرد پكيج هاي حرارتي -7 تردد افراد تعمير كار در داخل واحد ها -8 راندمان پايين نسبت به موتورخانه مركزي -9 نياز به وجود دودكش در هر واحد آپارتمان -10 اشغال حجم يك مترمكعب از فضاي آشپزخانه -11 صداي قابل ملاحظه مزاحم پكيج در موقع استفاده (تقريب ا هر 3 دقيقه يكبار) -12 اثر سوء جانبي به اين معني كه در صورت خاموش بودن پكيج يك واحد، مصرف انرژي واحدهاي پايين و بالا و همجوار آن افزايش مي يابد. -13 احتمال خطرات ناشي از گاززدگي -14 مقدار دبي آب گرم خروجي از پكيج محدود و امكان ذخيره آب گرم وجود ندارد. 11 « موتورخانه مركزي » محاسن معايب -1 طول عمر بيشتر -2 از نظر مصرف انرژي (براي سه واحد بيشتر) به صرفه تر -3 از نظر سرمايه گذاري اوليه (براي سه واحد و بيشتر) به صرفه تر -4 ايمن تر (به دليل جدا بودن آن از فضاي سكونت ) -5 استفاده از فض اي كم ارزش بر اي موتورخانه (فضاي پاركينك و يا محوطه) -6 تجميع تاسيسات و تجهيزات سيستم هاي برودتي، حرارتي، تاسيسات بهداشتي، آتش نشاني، برق اضطراري، تابلو برق ها، اتاق كنترل و... در يك مكان -7 راهبري ساده تر؛ با توجه به اينكه تجهيزات در يك مكان قرارداشته و نيروهاي اجرايي به آنها دسترسي داشته و تعداد آنها در مقايسه با پكيج هايي كه به تعداد واحد ها افزايش يافته بسيار كمتر مي باشد. -8 اجراي سيستم دودكش به صورت متمركز در يك مكان -9 بالارفتن كيفيت هواي داخل واحدها، با توجه به هواي لازم براي سوختن مشع ل ها كه از فضاي مشاعات و بيرون تأمين مي گردد. -10 دستگاه ه اي موتورخانه مركزي بر اساس پيك بار ساختمان تعيين مي گردد؛ لذا ظرفيت آنان به مراتب كوچكتر از مجموع ظرفيت دستگاه هاي انتخابي براي هر واحد مي باشد؛ زيرا انتخاب پكيج بر اساس پيك بار واحد انجام مي پذيرد. در اين صورت علاوه بر هزينه تعمير و نگهداري، هزينه هاي مصارف آب و برق و گاز نيز كاهش خواهد يافت. -11 نظر به اينكه در اين نوع سيستم ها (متمركز ) تمامي دستگاه هاي الكتريكي و مكانيكي در فضايي بنام موتورخانه مركزي در خارج از ساختمان قرار گرفته است، -1 نياز به فضاي بيشتر -2 هزينه تعميرات و نگهداري ماهيانه (بطور كلي پرداخت شارژ ماهيانه) اين نوع سيستم ها بالا مي باشد . -3 تغييرات بار حرارتي واحدها با تأخير انجام مي پذيرد . -4 مديريت راهبري و تعمير و نگهداري از ضروريات امر مي باشد. -5 اختلاف نظر در مورد پرداخت حق شارژ بين ساكنين بعضاً وجود دارد. -6 در صورت استفاده از سيستم هاي مركزي، ساكنين ساختمان از نظر پرداخت هزي نه هاي بهره برداري و راهبري سيستم با يكديگر سهيم بوده و ممكن است مديريت ساختمان را در گرفتن هزين ههاي شارژ دچار مشكل نمايند. -7 سيستم هاي مركزي نسبت به تغييرات بار حرارتي، كند عمل مي نمايند. -8 اشغال يك فضاي معماري در پاركينگ كه در صورت حذف موتورخانه م يتوانست ارزش مالي قابل توجهي براي سازنده يا فروشنده به همراه داشته باشد. البته در صورت اجراي موتورخانه در زير محوطه اين اشكال به وجود نخواهد آمد. 12 لذا ايمني ساختمان از نظر آتشسوزي، گاز گرفتگي و زيست محيطي تا حد قابل قبولي تضمين شده و ساكنان با آرامش بيشتر زندگي مي نمايند. -12 بدليل سالم بودن هواي داخل واحدها سلامتي و بهداشت عمومي ساكنين تا حد مطلوب تأمين مي گردد. -13 هر چند هزينه پرداخت شارژ ماهانه ممكن است موجب ايجاد مشكلاتي براي ساكنين شود ولي دغدغه سرويس و نگهداري و تعميرات و كارآيي دستگا ههاي غيرمتمركز بهمراه نخواهد بود. -14 با توجه به اعمال ضريب همزماني ميزان ظرفيت كلي دستگاه هاي حرارتي حدود 70 درصد كمتر از سيستم غيرمتمركز مي باشد؛ زيرا در سيستم غيرمتمركز انتخاب دستگاه بر اساس پيك بار هر واحد انجام مي پذيرد . -15 با توجه به نصب كنتورهاي 3 تعرفه اي هزينه ي برق جهت گرمايش مجتمع هاي بلندمرتبه بدليل استفاده از برق عمومي كه داراي تعرفه ثابت م يباشد ، مقرون ب ه صرفه بوده و افزايش ناشي از پلكاني شدن قيمت در ساعات اوج بار وجود ندارد. -16 ميزان سر و صداي ناشي از كاركرد دستگاه هاي تأسيساتي در حد قابل قبول خواهد بود. -17 اين نوع سيستم رفاه نسبي ساكنين را فراهم نموده و داراي متوسط عمر 25 سال مي باشد. -18 با قطع برق و گاز تا مدتي (چند ساعته ) ساكنان مي توانند از آب گرم ذخيره شده در منابع (دوجداره يا مبدل ) استفاده نمايند. -19 با نصب كنتورهاي فرعي در مسير لوله هاي آب سرد و گرم و شوفاژ ورودي واحدها با تدابير لازم مي توان كنتورهاي فرعي نصب و به نسبت استفاده هر واحد حق شارژ را تعيين و دريافت نمود. 13 " جمع بندي پيشنهادها و راه كارها " -1 مطالعه، بررسي و تحقيق در اين خصوص نشان مي دهد كه استفاده از موتورخانه مركزي نسبت به پكيج حرارتي از جنبه هاي مختلف به ويژه از نظر ايمني، رفاه ، بهداشت ، آسايش و صرفه اقتصادي اولويت دارد. -2 از نظر اقتصادي موتورخانه مركزي به ويژه در طولاني مدت به مراتب به صرفه مي باشد . -3 اجراي سيستم گرمايشي غيرمتمركز از قبيل پكيج حرارتي و...فقط براي ويلاها و حداكثر آپارتمان هاي تا چهار طبقه با رعايت كامل مقررات ملي ساختمان توصيه مي گردد. -4 از نصب پكيج حرارتي، شومينه و روشنايي در ساختمان هاي پنج طبقه و بيشتر به شدت جلوگيري و ممنوع گردد. -5 اضافه شدن الزامات و تشويق هاي استفاده از سيستم ها و وسايل انرژي بر داراي راندمان بالا و ممنوعيت سيستم ها و وسايل انرژي با راندمان پايين يا مردود از نظر مقررات ملي ساختمان. -6 ترويج و تشويق سازندگان مسكن به طراحي و اجراي سيست مهاي مدرن گرمايشي يا موتورخانه هاي مركزي با الگوبرداري از وضعيت مطلوب برخي از شهرهاي بزرگ كشور با هدف اجراي همزمان الزامات مباحث 14،17،19 مقررات ملي ساختمان. -7 تمركز جدي بر بهبود راندمان و جلوگيري از اتلاف انرژي در موتورخان ههاي مركزي. -8 فرهنگ سازي و ترويج در طراحي، انتخاب وسايل و دستگاه هاي تاسيساتي مناسب، نحوه اجرا و توجه به اهميت مديريت راهبري، تعمير و نگهداري تاسيسات ساختمانها و موتورخانه هاي مركزي. منابع : • مقررات ملي ساختمان • سايت و انتشارات شركت ملي گاز • سايت و انتشارات شركت بهينه سازي مصرف سوخت كشور • نشريات و سايت هاي تخصصي مرتبط

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 8:42  توسط مهندس ناظر  | 

مطالب عمومی و تخصصی دودکش

یکی از مهمترین مباحث در بازرسی لوله کشی گاز ، دودکش می باشد ، مشکلاتی از قبیل : استفاده از دودکش های با

 قطر پائین ، استفاده از دودکش های لب به لب ، عدم کاربرد اصول صحیح در دودبند کردن دودکش ها ، عبور دودکش از

 دیوار حمام و یا اتاق خواب و ... از جمله مواردی هستند که مجریان و ناظران گاز با آن دست و پنجه نرم کرده و با توجه به

 عدم حضور دائم مهندسان ناظر گاز در فرایند ساخت و همچنین عدم وجود نظارت بر مراحل ساخت و نصب دودکش توسط

 مهندسان ناظر ساختمان  ، در صورت عدم رعایت نکات ایمنی توسط مالک ، خطرات جبران ناپذیری ایجاد خواهد شد . در

 این قسمت به صورت خلاصه نکات اساسی در دودکش ها چه آنهائی که از کتب موجود استخراج شده اند و چه مواردی که

 بصورت تجربی کسب شده اند ذکر می گردد .امیدواریم مجریان و بازرسین عزیز نیز مطالب خودشان را در جهت تکمیل ای

ن مبحث بیان نمایند :

منابع :۱-  کتب مبحث ۱۷ و ۱۴

        ۲-  کتاب راهنمای طراحی ، اجراو بازرسی تاسیسات لوله کشی و  تجهیزات گاز طبیعی ساختمانها

          ۳- تجربیات شخصی و مباحثات گروهی

          ۴- نظر اساتید بدون ذکر نام

۱- حداقل قطر دودکش ۱۰ سانتی متر می باشد .بدیهی است که قطر واقعی بیشتر ، متناسب با وسیله گاز سوز بایستی محاسبه گردد .

۲- در صورتيكه امكان نصب دودكش وجود نداشته باشد ، بايد شير مصرف در محل ديگري كه نصب دودكش امكان پذير است انتقال يابد .

۱-۳ - حداكثر طول لوله رابط دودكش ۴۵/۰ متر براي هر اينچ قطر لوله رابط مي باشد ، در صورت بزرگتر بودن بايد با افزايش

 قطر و يا ارتفاع كل دودكش ظرفيت مورد نظر را تامين كرد . ( يعني براي يك دودكش قطر 10سانتی متر ( حدودا  4 اينچ ) ،

 طول لوله رابط حدكثر ۸/۱متر مي باشد .

۲-۳ -  طول قسمت افقي لوله رابط حداكثر 75 درصد طول قسمت قائم دودكش بالاتر از نقطه  اتصال رابط باشد .اگر

 دودكش عایق شود طول قسمت افقي ممكن است به 100 درصد طول قائم برسد .  ولي هيچگاه نبايد اين طول از 4.5 متر

 بيشتر باشد . در قسمت افقي لوله رابط نبايد بيشتر از دو زانوئي 45 درجه و يا يك زانوئي 90 درجه بكار برده شود  .

۴- قطر لوله هاي رابط  بايد مساوي و يا بزرگتر از دهانه خروجي كلاهك تعديل باشد .

۵- براي انتخاب قطر دستگاه دودكش در مناطق مرتفع ، ظرفيت حرارتي در سطح دريا ملاك مي باشد .

۶- حداقل قطر دودكش شومينه 15 سانتي متر مي باشد .  ( قطر 15 سانتی متر ، مساحتي برابر 176.625 سانتي متر

 مربع دارد كه براي حالتي كه از دودكش هاي آزبستي مستطيل استفاده مي شود ابعاد آن با توجه به اين مساحت محاسبه

 می گردد )

۷- با توجه به امكان نفوذ گازهي سمي CO از درزهاي دودكش آجري شومينه به ساختمان ، در شومينه از دودكش آجري

 استفاده نگردد .

۸- دودكش شومينه بايد بدون درز بوده و مستقيما تا بالاي بام ( بدون استفاده از زانوهاي متعدد ) ادامه داشته و حتي

 الامكان داراي  كلاهل H باشد .

 

۹- حداقل قطر دودكش پكيج و آبگرمكن ديواري 15 سانتي متر مي باشد .قطر واقعي بيشتر بر اساس مصرف بايد محاسبه

 گردد .

۱۰- حداقل قطر دودكش مشعل شوفاژ براي كمترين مصرف20 سانتي متر مي باشد. قطر واقعي بيشتر بر اساس مصرف

 بايد محاسبه گردد .

۱۱- حداكثر طول افقي دودكش در موترخانه يك متر مي باشد .

۱۲- شيب لوله رابط دودكش  يك سانتيمتر در هر 30 سانتي متر طول افقي دودكش به سمت بالا مي باشد .

۱۳- شيب لوله رابط دودكش  يك سانتيمتر در هر 30 سانتي متر طول افقي دودكش به سمت بالا مي باشد . ( طبق كتاب

 مبحث 14 ، حداقل 2 درصد )

۱۴- لوله هاي سيماني  دودكش ( فرضا موتورخانه و... ) در صورتيكه از اتاق خواب و حمام عبور نكند ، اجباري به عبور از

 داخل داكت ندارند ، در صورتيكه در مجاور چاه آسانسور باشند اگر فنجاني باشند و با خاك نسوز و سيمان سياه پر شوند

 ( دودبند شوند ) اجباري براي اين مسئله ندارند ولي در صورتيكه  امكان دارد در داخل يك داكت قرار بگيرند بهتر است ولي

 اجباري نيست . ولی هنگام عبور از کنار حمام بایستی با تیغه ۱۰ سانتی از تیغه حمام جدا گردد .

۱۵- زير دودكش قائم يك اتصال تخليه تقطير بخار آب پيش بيني گردد .

۱۶- دهانه دودكش قائم يا رابط آن كه به دستگاه با سوخت مايع يا گاز متصل است ، بايد حداقل برابر دهانه خروجي دستگاه

 باشد . (قطر لوله رابط حداقل به اندازه قطر خروجي دستگاه و يا كلاهك تعادل آن باشد ) .

۱۷- لوله رابط دودكش در همان فضائي نصب شود كه دستگاه در آن قرار دارد . و با بست و تكيه گاه به اجزاء ساختمان ثابت

 و مهار گردد .

۱۸-  اگر لوله رابط از ديوار و يا تيغه ضروري باشد ، سطح خارجي آن با مصالح سوختني 45 سانتي متر باشد .اگر ديوار يا

 تيغه از مصالح سوختني باشد ، بايد تا فاصله 45 سانتي متر از لوله رابط ، اطراف آن با مواد نسوختني پر گردد .

۱۹- تمام لوله رابط باید در برابر ضربات فیزیکی محافظت شود و قابل دسترسی باشد تا بازرسی ، تمیز کاری و تعمیرات آن

 به آسانی صورت گیرد .

 ۲۰- دودکش قائم فلزی با دمای پائین

۱-۲۰- دودکش قائم فلزی باید از ورق فولادی سیاه ساخته شود .

۲-۲۰- اتصال قطعات دودکش ممکن است از نوع پیچ و مهره ای ، میخ پرچ یا اتصال جوشی باشد .

۳-۲۰- ضخامت ورق فولادی دودکش قائم فلزی مطابق با سطح مقطع آن و بر اساس ارقام استاندارد مندرج در کتاب انتخاب گردد .

۴-۲۰- دهانه خروجي دودكش بايد دست كم يك متراز بالاترين نقطه اي از بام كه از آن خارج مي شود بالاتر باشد .اين دهانه

 بايد از هر نقطه اي با شعاع 3 متر از دودكش ( این شعاع در مبحث ۱۷ حداقل یک متر قید شده ولی در کتابهای تکمیلی

 دیگر سه متر قید شده است ، ولی مبنای اصلی همان مبحث ۱۷ می باشد )، حداقل 60 سانتي متر بالاتر باشد .

۵-۲۰- دودكش قائم فلزي در داخل ساختمان در داخل داكت با ديوارهائي دست كم يك ساعت مقاومت در برابر آتش قرار مي

 گيرد . سطح خارجي آن از همه طرف 30 سانت فاصله با سطح داخلي داكت جهت بازديد داشته باشد . در انتهاي پائين

 دودكش فلزي دريچه بازديد جهت تميز كردن ادواري آن پيش بيني گردد .

۶-۲۰- اگر دودکش قائم فلزی از بام ساختمان ، ساخته شده از مصالح سوختنی عبور کند ، باید در محل عبور یک غلاف

 فولادی گالوانیزه و مقاوم در برابر خوردگی نصب شود که دست کم ۲۰ سانتیمتر بالاتر از بام و ۲۰ سانتی متر پائین تر از آن

 ادامه یابد .فاصله سطح خارجی دودکش از غلاف دست کم باید ۱۵ سانتی متر باشد .

۷-۲۰- می توان به جای غلاف ، اطراف دودکش را دست کم تا فاصله ۴۵ سانتی متری از مواد سوختنی خالی کرد و پس از

 نصب دودکش این فاصله را با مواد و مصالح نسوختنی پر کرد . 

۸-۲۰- فاصله دودكش قائم فلزي از اطراف

فاصله سطح خارجي دودكش قائم فلزي در طبقه اي كه به دستگاه با سوخت مایع یا گاز وصل مي شود

فاصله دودكش قائم فلزي در خارج ساختمان با اجزای ساختمان

45 سانتي متر

15 سانتي متر

با مصالح و مواد سوختني

10 سانتي متر

10 سانتي متر

با مصالح و مواد نسوختني

60 سانتي متر
مگر اينكه سطح خارجي دودكش عايق شده باشد .

با در و پنجره و محل عبور اشخاص

 ۲۱- دودکش قائم ساختمانی

۱-۲۱- دودكش قائم ساختماني  روي پايه اي از مصالح ساختماني به مقاومت 3 ساعت در برابر آتش قرار گيرد .پايه از اجزاء

 ساختمان جدا و بار وزن دودكش به زمين منتقل گردد . همچنين در تراز سطح طبقه اي كه دستگاه در آن قرار دارد و نيز در

 عبور از كف هر طبقه از ساختمان با بست هاي افقي به اسكلت ساختمان متصل گردد .

۲-۲۱- اگر دودكش قائم ساختماني از سقف عبور كند در فاصله 15 سانتي متر بالا و پائين تر محل عبور نبايد شكل و اندازه

 آن تغييركند .

۳-۲۱- در انتهاي پائين دودكش قائم ساختماني  بايد دريچه بازديد پيش بيني شود كه دست كم 30 سانتي متر پائين تراز

 اتصال لوله رابط دودكش به آن باشد . اين دريچه بايد گازبند باشد .

۲۲- عبور دودكش از ديوار حمام :  عبور دودكش از ديوار حمام اصولا ممنوع است ولي در حالتهاي خاص با شرايط ذيل

 بلامانع است : سوال از اساتيد در تاريخ سوم تير ماه هشتاد و هفت :

الف- استاد ف... : دودكش بايد  با يك تيغه 10 سانتي از ديوار حمام جدا گردد .


ب- استاد مهندس گ... : دودكش بايد  كاملا دودبند شده باشد و با يك تيغه 5 سانتي از ديوار حمام جدا گردد .

ج- آقاي مهندس ا... : عبور از ديوار حمام ممنوع است و حتي المكان محل انشعاب جابجا گردد ، ولي  با استفاده از تيغه

  مانعي ندارد .

نتيجه : در واقع در داخل حمام به خاطر شرايط مرطوب بودن ، در صورت نفوذ دود و گاز CO  به داخل حمام تركيب بسيار

 خطرناك و كشنده ايجاد مي گردد . بنابراين بايستي دودكش در داخل حمام بطور كامل از محيط حمام جدا گردد كه اين كار

 مي تواند به وسيله يك تيغه حداقل ده سانتی سیمان (  تیغه ده سانتی آجر و سیمان ) و يا يك  داكت و همچنین دودبند

 کردن کامل محل درز دودکش ها صورت پذيرد .

۲۳- روش دودبند کردن دودکش ها 

البته استفاده از دودکش لب به لب کلا ممنوع است ، ولی همانطور که مستحضرید اکثر دودکش های قطر پائین (استوانه

 ای ۱۰ و ۱۵ سانتی متر و مستطیل حدود ۱۲*۱۵ ) بصورت لب به لب می باشد که در تمامی ساختمانها از آنها استفاده می

 نمایند و چاره ای جز تائید آن با شرط دودبند کردن کامل محل درز ، وجود ندارد :

الف ) تنظیم دقیق دودکش ها روی هم

ب ) پوشاندن محل درز با استفاده از مخلوط خاک نسوز و سیمان سیاه

ج ) استفاده از توری مرغی و پوشاندن آن با سیمان

توجه ۱ : سطح مقطع لوله های دودکش را به هر شکلی می توان ساخت مشروط بر اینکه

 اولا سطح مقطع موثر آن برابر با سطح مقطع لوله دایره ای شکلش باشد که جایگزین آن

 شده است و ثانیا کوچکترین بعد داخلی آن از ۵ سانتی متر کمتر نباشد .

 توجه : خواهشمند است ما را در تکمیل اطلاعات راهنمائی بفرمائید .

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم اردیبهشت 1391ساعت 12:2  توسط مهندس ناظر  | 

با سلام و احترام خدمت همه همكاران

امروز صبح ايميلي از استاد بزرگوار جناب مهندس نصيري بدستم رسيد كه لازم دانستم با اجازه از محضر

 ايشان ، نسبت به اطلاع رساني اين مطلب مهم به ساير همكاران و همصنفان محترم اقدام كنم.

لازم به ذكر است كه اينجانب نيز با اين طرح موافق مي باشم و به نظر مي رسد كه هرچه زودتر مي

 بايست ساز و كار و مقدمات ايجاد اين صندوق را در سازمان نظام مهندسي البرز يا انجمن صنفي

مهندسان مكانيك يا هر تشكل قوي و معتبر ديگري را فراهم كرد.

نامه جناب آقای مهندس هادی زاده برای اظهار نظرو مشارکت در این امر خدمت همه دوستان ایفاد

میگردد البته راهکار آن هم میتواند با نامه رضایت خود مهندس با دادن وکالت به نظام مهندسی جهت

انجام کار انجام شدنی است  ( مبلغ فوق به صندوقی خاص واریز گردد)

کسانی موافق هستند اعلام نمایند تا این گرد همایی زودتر انجام و هیات مدیره و غیره تشکیل گردد.

سلام و خدا قوت جناب آقاي مهندس نصيري عزيز

همانطوري که شما و ساير مهندسان ناظر گاز اطلاع داريد ، متأسفانه مسئوليت مهندسين ناظر گاز در

 نظارت هايي که برعهده دارند الي الابد است!!!!! موضوعي که حتماً بايد در آينده فکري اساسي براي آن

 شود. از طرفي به طور مستمرشاهد گزارش هايي هستيم که متاسفانه تعدادي از هموطنان به دليل گاز

 گرفتگي( که عمدتاً ناشي از اهمال بهره برداران و مالکان و مجريان و در درجه آخر مهندسين ناظر مي

 باشد) فوت شده اند و بيمه هم حمايت موثري از آنان نداشته است . با اين ديه غير کارشناسي اعلام

شده توسط مسئولين ( 126 ميليون تومان) صدمات مالي فراواني به عوامل ايجاد حادثه و مهندسين

ناظر وارد مي شود . مهندس ناظر گاز خود و خانواده اش هم بايد مشکلات روحي ناشي از حادثه را

تحمل نمايند و هم بايد کل زندگي خود را بابت ديه ( که متاسفانه در اکثر مواقع افراد فوت شده بيش از

يک نفر هستند) پرداخت نمايد......براي حمايت از مهندسين ناظر گاز در مواقع بروز حادثه، راهکار زير که

ايده اوليه آن توسط مهندس بابازاده ارائه شده پيشنهاد ميگردد..... بر اين اساس توصيه مي گردد

صندوقي تحت  عنوان صندوق حمايت از مهندسان ناظرگاز که دچار اينگونه حوادث مي شوند توسط

اعضاء تشکيل شود در ابتداي تاسيس صندوق هر کدام از مهندسان عضو، مبلغي بايد واريز نمايند( مثلاً

000/500 تومان) ولي در ادامه درصد خيلي کمي از کاربرگ خود (حدود 5%تا 10%) به صورت مستمر به

اين صندوق واريز خواهد شد....اين صندوق مي تواند در مواقع بحراني بخشي از مشکلات پيش آمده را

 مرتفع نمايد و حتی میتواند با خرید بیمه نامه های بی نام از شرکتهای بیمه گذار ، که در زمان حادثه نام

 و نشانی مهندس و ملک و غیره در آن قید می شود حامی مهندسان عضو باشد....از طرفي براي اينکه

، بعضي از اعضاء به دليل وجود اين صندوق در امر نظارت خود قصور نورزند، مي توان از بين اعضاء يک تيم

 کارشناس خبره سه نفره انتخاب کرد که در صورت وقوع حادثه ناشي از گاز، به بررسي موضوع بپردازند و

 اگر واقعاً قصور مهندس ناظر احراز شود حمايت مادي  از ايشان  خيلي محدود شود.. در هر صورت

اساسنامه و سايرموارد مربوطه رامي توان تدوين نمود.....لطفاً به مهندسان اطلاع رساني نماييد تا

هرچه زودتر اين موضوع تحقق يابد......................با تشکر داريوش هادي زاده

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم اردیبهشت 1391ساعت 9:58  توسط مهندس ناظر  |